خانه > ادبیات, فرزانگان > به یاد ملک ‌الشعرا بهار، نغمه‌ پرداز ادب فارسی

به یاد ملک ‌الشعرا بهار، نغمه‌ پرداز ادب فارسی

ملک‌الشعرا بهار در میهمانی سفارت پاکستان به فرخندگی زادروز اقبال لاهوری گرامی می‌داریم و ارج می‌نهیم، زادروز(۱۸ آبان ۱۲۶۵ خورشیدی) بزرگ مرد پهنه‌ی ادب معاصر فارسی را، که با نفس گرم اهورایی خویش، بر دل تاریک مستبدین و آزادی‌ستیزان زد.

در این کوتاه‌ سخن، نمی‌خواهیم که به تکرار بپردازیم و بیوگرافی و آثار تابناک دانشمند و سیاستمدار بزرگی چون ملک الشعرای بهار فرزند میرزا محمد کاظم صبوری را برای هزارمین بار در معرض جویندگان قرار دهیم. که مردی چون او، در هر گلگشتی و هر کتابی ادب آثار و هر تارنمای کمال پرداز، حضور دارد و بوی عطر دلآویز بهاریش در کوچه باغ‌ های مردم ادب‌ دوست و آزادی‌ خواه پیچیده است.

دلبستگی محمدتقی بهار، به فرهنگ ‌و ادب ایران باستان، همین بس که وی را از نخستین پژوهندگان متون پهلوی در دوره‌ی معاصر به‌شمار می‌آورند و برگردان متون پهلوی «اندرزهای آذرپاذ ماراسفندان» در تابستان ۱۳۱۲خورشیدی و «یادگار زریران» در خورداد ۱۳۱۴ خورشیدی، خود گواه دانش این مرد خردمند است و حکایت از علاقمندی پژوهشگری چیره‌دست می‌کند، تا مصداق گفتارش حکایت از فطرت و سرشت اهورایی و نشان از خرد مزدایی باشد.

شعر شاعر نغمه‌ی آزاد روح شاعر است / کی توان این نغمه را بنهفت با افسونگری

فی‌المثل گر شاعری مهتر نباشد در منش / هرگز از اشعار او ناید نشان مهتری

ور نباشد شاعری اندر منش والاگهر / نشنوی از شعرهایش بوی والا گوهری

هر کلامی باز گوید فطرت گوینده را / شعر زاهد زهد گوید شعر کافر کافری

در اینجا؛ به نشان پاسداشت از گوهرین سرودهای نغمه‌پرداز ادب فارسی، دو نمونه از منظومه‌های وی در «اندرزهای آذرپاذ ماراسفندان» را آورده و به دوستداران آن زنده‌یاد پیشکش می‌کنیم:

«در اندرزهای شماره‌ی۸۷ و ۸۸ اندرزنامه‌ی آذرپاذ ماراسفندان که درباره‌ی جایگاه نشستن در یک انجمن است، این‌گونه آمده است.

۸۷- چون به انجمن خواهی نشست نزدیک مردم دژآگه منشین که تو نیز دژآگاه پیدا نباشی.

بهرانجمن پاک وپدرام باش / پژوهنده و چست و آرام باش

چو خواهی نشستن پژوهنده شو / به نزدیک مردان داننده شو

به سوی دژآگاه مردم مرو / بپرهیز و هم دوش نادان مشو

مبادا چو بینند آن جا تو را / شمارند هم باز آن‌ها تو را

۸۸- به انجمن سور هرجای که نشینی به جای برترین منشین کت از آن جای نیاهنجند(آهنجیدن: به‌ معنی برآوردن و بر کشیدن است) و به جای فروتر نشانند.

به سور انجمن جایگه بین درست / بدان جای بنشین که در خورد تست

مبادا برآرندت از آن نشست / به جای فروتر نشانند پست

ز فرزانه‌ دهگان شنو پند راست / به جایی نشین کت نبایست خاست».


بازدید نوشته: 5,130 بار