خانه > جشن‌ها > «هفت چین»، نمادی از همه چیز

«هفت چین»، نمادی از همه چیز

هفت سین با فرارسیدن روزهای دل‌انگیز بهاری و برابرشدن شب و روز، بار دیگر در جاهای فرهنگی و ادبی سخن از فلسفه‌ی «هفت سین» و «خوان نوروزی» است.

اعتدال بهاری، نمودی از اعتدال اهورایی است که در نوشته‌های فلسفی و استوره‌ای بازمانده از روزگار ساسانیان چنین می‌آید:

”پیش از پیدایی آفرینش و نمود آن در شکل مادی، «نیمروز» بود که «ربیهوین» گفته می‌شد که مراد حالت میانه و اعتدال است.

پیش از آن هنگام که اهریمن آمد، همیشه نیمروز بود که «رَبیهوین» است. هرمزد با یاری امشاسپندان به «ربیهوین»، مینوی «یَزِشْ» را فراز ساخت. به هنگام یَزِشْ‌کردن همه‌ی آفرینش را بیآفرید و با بوی و فروهر مردمان سِگالش کرد و خِرد همه آگاه را، به مردمان فراز برد و گفت که کدامیک شما را سودمندتر به چشم آید؟ اگر شما را به گونه‌ی مادی بیآفرینم و به تن با دروج بکوشید و دروج را نابود کنید و به فرجام شما را درست و انوشه باز آرایم و باز شما را به گیتی آفرینم جاودانه‌ی بی‌مرگ، بی‌پیری، بی‌دشمن باشید یا شما را جاودانه، پاسداری بر ضد اهریمن باید کرد؟ ایشان بدان خرد همه آگاه آن بدی را که از اهریمن دروج بر فروهرهای مردمان در جهان رسد دیدند و رهایی واپسین از دشمنی اهریمن و به تن پسین، جاودانه درست و انوشه باز بودن را دیدند و برای رفتن به جهان هم‌داستان شدند.“

پژوهشی در اساتیر ایران مهرداد بهار

مراد این است که اهورامزدا آفرینش خود را با آیینِ «میَزْدْ» و ستودن انجام داد. استوره‌ پرداز، شرط وجودی آفریده‌ها را بر پایه‌ی مهرورزیدن و ستودن از بن جان به تصویر کشیده است. به این معنی که ماندگاری هر چیزی بسته به میزان دوست داشتنِ راستین است. از این‌رو مردمانی که بنیان بینش خود را از دانش خردمندان روزگار پیشین برگرفته‌اند، به پیروی از استوره‌ی آفرینش و با دل سپردن به اهورامزدای صاحبِ «میزد» برای نگاهبانی از زیستگاه خویش هر از گاهی زیر عنوان «جشن» به پاسداری یکی از آفرینش‌های اهورامزدا آیین «میَزْدْ» برپا می‌داشتند تا دلبستگی خود را به جهان پیرامون نشان دهند. جهانی که مایه‌ی رشد و پیشرفت آنان است. از این دست آیین‌ها: «آبانگان» جشنی برای سپاس و ستایش از آخْشیج(:عنصر) آب و «آذرگان» جشنی برای سپاس و ستایش از آخْشیج آتش و غیره، که آیین «میَزْدْ» را با چیدنِ خوانی انجام می‌دادند و سرودهای «آفرین» را زمزمه می‌کردند تا باشندگان را یادآور ارزش‌های جهان و پیرامون باشند.

جشن«نوروز» نیز به پاس آفرینش همه‌چیز و سپاس و ستایش از همه‌ی آفریده‌های نیکِ اهورامزدا به یاد «نیمروز» و «ربیهوین» اهورایی که از اعتدال سخن می‌راند، در هنگام اعتدال طبیعت و برابرشدن شب و روز و سرزدن جوانه‌ها و شکفتن شکوفه‌ها برپا می‌کردند تا مردمانِ این فرهنگ و دانش با «چیدن» نماد هر یک از اَمِشاسِپندان نشان دهند چگونه سپاسگزار اهورامزدای هستی آفرین می‌باشند تا ماندگاری خود را با پاسداری و ستودن همه آفرینش اهورامزدا تضمین کرده باشند.

خوان نوروزی سفره‌ی گسترده اهورامزدا است و این شماره(:عدد) «هفت» از فراوانی سخن می‌راند که روشنیِ افروزه و شمع، نمادِ «اَردیبِهشت» اَمِشاسْپَند است و تخم مرغ یا شیر نماد «وُهومن» اَمِشاسْپَند است و سکه نماد اَمِشاسْپَند «خشترا وئیریه» است و نان که هم گردی آن نشان از زمین دارد و هم گندم آن از زمین بر آمده است و هم سفره‌ای که بر آن خوان را می‌گسترند همگی نمادی از اَمِشاسْپَند «سِپَنْتَه آرمئیتی» هستند و سبزه و شاخه‌هایی از گیاه موردانه یا شمشاد یا سرو نمادی از «اَمُرداد» اَمِشاسْپَند است و آب که با آویشن آمیخته است نمادی از «خورداد» اَمِشاسْپَند است.و سخن«مانتره» و اندیشه‌برانگیز گاهان که بر خاسته از اندشه‌ی تابناک و پرفروغ اشوزرتشت است به عنوان نماد «اهورامزدا» بر سفره نوروزی نهاده می‌شود تا نشانی از انسان اندیشمند و جانشین پروردگار برخوان نوروزی باشد که مولانا می‌گوید:«ای برادر تو همه اندیشه‌ای»

و این همه که بر خوان نوروزی چیده می‌شد پیوندی با حرف «سین» و «شین» نداشت؛ پس این پرسش که سرچشمه‌ی «هفت سین» چیست، چه پاسخی دارد؟

البته اگر چه تاریخ در این‌باره لب از سخن فرو بسته است، اما گمان برده می‌شود که پس از یورش تازیان، آداب و رسوم پیشین دستخوش نابودی و دگرگونی شد. از این‌رو خردمندانی دست به‌کار شدند تا آنان را آسوده خیال کنند که گردِ آیین‌های پیشین نخواهند گشت، همان‌گونه که آرامگاه «کورش بزرگ» را گور «مادر سلیمان» نامیدند. در این‌جا نیز چون پرسیدند که این چه سفره‌ای است، گفتند: «هفت چین» و چون در گویش تازی واکِ «چ» وجود نداشت و به‌جای آن «س» به‌کار می‌بردند، از این رو تازیان آن را سفره‌ی «هفت سین» خواندند. از سویی دیگر چون‌که ایرانیان از بازگوکردن فلسفه‌ی خوانِ نوروزی پرهیز می‌کردند و خود را در مخاطره می‌دیدند برای نگاهبانی از اصل موضوع به آیینی‌ دگرگون پناه بردند تا اطمینان دهند که دیگر به اندیشه‌های پیشینیان خود وفادار نیستند. از این‌رو چیزی به نام «سفره هفت سین» – غلط انداز – به خدمت گرفته‌شد تا اکنون پژوهندهگان، پرده از آنچه گذشته است را به یک‌سو زند.

بار دیگر با این پرسش روبرو هستیم اکنون که چنین است آیا شایسته نیست که هفت‌سین بی‌معنا را که البته برای آن معنا تراشیده‌ایم به کناری نهیم و از آن چشم بپوشیم؟ این‌گونه به نظر می‌رسد که باید در کنار «هفت چین نوروزی»، «هفت سین» غلط انداز را نگه داریم تا حافظه تاریخی آن برای نسل‌های آینده برجای بماند تا دست‌کم سالی یک‌بار آن را به یاد آوریم.


بازدید نوشته: 3,123 بار
گروه ها:جشن‌ها