- یتااهو – تارنمای فرهنگی زرتشتیان ایران - http://www.yataahoo.com -

به کجا می‌روی، ای پارسی نیک نهاد

آدریان یزد [1]

سروده‌ای از غریب یزدی

 

چه شتابان به کجا، بارسفرساخته‌ای / به چه شهری و دیاری همه دل باخته‌ای

به کجا می روی ای پارسی نیک نهاد / این چنین با عجله تاخته با سرعت باد

از چه حیرانی و سرگشته و مدهوش شدی / من بگویم همه را چون که تو خاموش شدی

راه زرتشت بود فخر تو آیینت / زادگاهش وطنت، مذهب او هم دینت

به به از گفته نیکو و ز اندیشه‌ی نیک / به به از کار پسندیده و از پیشه‌ی نیک

به به از رونق این مذهب و آیین بهی / به ز پیغمبر پاک چنین دین بهی

باز می‌پُرسمت ای پارسی نیک نهاد / به کجا می‌روی اینگونه شتابنده چو باد

می‌سپاری به که آن مادر رنجورت را / به سرای که سپردی پدر پیرت را

گنج فرهنگ اهورایی این دین بهی / وای اگر از سر غفلت همه بر باد دهی

میهنت را و زیارتگه و آتشکده را / می‌سپاری به که این جمله و جشن سده را

می‌سپاری به که این سنت و آیینت را / چه کسی تازه کند روشنی دینت را

چه کسی آتش آتشکده را ساز کند / زند و وستا و دعا را چه کس آواز کند

پیرها جمله غریبند و همه چشم به راه / تا در خانه‌شان را چه کسی باز کند

چه کسی شمع برافروزد و وستا خواند / در بر تربتشان زمزمه و راز کند

چه کسی عود بسوزاند و نذری بدهد / بیتشان با گل خوش رایحه دمساز کند

چه کسی ذکر و دعا خواند و فالی بزند / یادی از شعر خوش حافظ شیراز کند

وای از عاقبت کار دلم می‌لرزد / به خدا چار ستون بدنم می‌لرزد

نکند آتش آتشکده خاموش شود / از چنین فاجعه زرتشت سیه‌پوش شود

نکند خشک شود سبزی آن چک‌چک سبز / نارکی پیر و ستی پیر فراموش شود

نکند خانه نورانی آن بانوی پارس / بی کس و یار رها گردد و خاموش شود

نکند غربت و تنهایی نارستانه / بیش از این گردد و از یاد فراموش شود

نکند حرمت بیت و حرم پیر هریشت / از غریبی مثل خون سیاووش شود

ای جوانان وفادار به آیین بهی / شیرمردان هوادار به چنین دین بهی

هر گلی بر سر این مادر میهن بزنید / بر سر خود زده چون جمله گل این چمنید

بی وطن مرگ به از زندگی ننگین است / بی وطن زهر به از شربت بس شیرین است

بس دریغ است که ویران شود ایران عزیز / مامن گرگ و پلنگان شود ایران عزیز

تا ابد زنده و جاوید بمان ای ایران / گرم و تابنده چو خورشی بمان ای ایران

به اشتراک بگذارید...